Tai Shan Temple - Photo By Hamed Katoozi
Bamboo Jungle - Photo By Hamed Katoozi
Lama Temple - Photo By Hamed Katoozi
Forbidden City - Photo By Hamed Katoozi
Bamboo Jungle - Photo By Hamed Katoozi
Wudang Purple Heaven Temple - Photo By Hamed Katoozi
Wudang Mountain - Photo By Hamed Katoozi

پرینت

تئوری امواج مغز Brain Waves و" تای چی و چی کنگ " :

تئوری امواج مغز   Brain Waves و" تای چی و چی کنگ " :

مغز انسان از میلیون ها سلول عصبی (نورون neuron ) تشکیل شده است که این نورونها توسط جریان الکترومغناطیس با یکدیگر در ارتباط هستند و برای ارسال و دریافت اطلاعات با هم ، پالسهای الکترومغناطیس مبادله می کنند . این پالسها با دستگاه هایی مانند EEG (Electro Encephalo Gram ) قابل دریافت و انداره گیری است . به دلیل اینکه وضعیت ارسال این پالسها حالت متناوب صفر یا یک است ، نمودار میانگین این فعالیت ها را تحت اَشکال موجی ترسیم می کنند که به آن امواج مغزی (Brain Waves) می گویند .   
بسته به اینکه مغز در چه وضعیتی از لحاظ هوشیاری است و میانگین نورونها چه میزان فعالیتی دارند ، سطوح این امواج متغیر است . اما به طور کلی این امواج را به 4 دسته اصلی تقسیم می کنند :
امواج بتا β     
امواج آلفا α         
امواج تتا θ          
امواج دلتا δ
امواج بتا β     

امواج سطح بِتا ، به سطحی گفته می شود که میانگین پالسهای نورونها بین 14 تا 21 پالس در ثانیه در مقیاس هرتز است که البته این به طور طبیعی است اما این نوسانات می تواند تا 60 پالس در ثانیه در این سطح بالا برود .  این سطح از امواج مغز مربوط به سطح هوشیاری طبیعی ما در زمان بیداری کامل در زندگی روزمره است ، یعنی ما در هوشیاری روزمره نوساناتی بین 14 تا 21 پالس در ثانیه داریم که این دامنه تغییر مربوط به میزان آرامش یا برانگیختگی عصبی ما می باشد ، هرچه سطح آرامش روانی و عصبی ما بیشتر باشد ، این امواج به 14 نزدیکتر هستند و هرچه عصبی تر و عاطفی تر باشیم این عدد بالاتر می رود . سلامتی و طول عمر ما با بالا رفتن امواج مغز کاهش می یابد و می بایست این امواج را پایین نگه داشته و آرامش خود را حفظ کنیم ، چراکه این امواج ارتباط مستقیمی با تنفس ، سیستم ایمنی بدن و تبادل نیم کره های مغز دارند .
شایان ذکر است ما بیشتر زندگی روزمره خود را درسطح β سپری می کنیم .


امواج آلفا α         
امواج سطح آلفا ، سطحی است که میانگین پالسهای فعالیت نورونهای مغز بین 7-14 پالس در ثانیه است . این سطح از لحاظ معنوی و خلاقیت بسیار حائز اهمیت است ، اما ما به طور غیر ارادی در زندگی طبیعی زمان کوتاه قبل از خواب که حالت نیمه هوشیاری داریم را در این سطح هستیم ، همچنین زمان ابتدای بیداری و مدت کوتاهی در هر سیکل خواب را نیز در این سطح سپری می کنیم .
سطح α ، سطح سلامت و امنیت میدان انرژی ماست ، در این سطح دسترسی به ذهن نیمه هوشیار و صادق وجود دارد ، در سطح α  هماهنگی نیمکره چپ (منطق و محاسبات) و نیمکره راست ( احساسات و خلاقیت وهنر) به بهترین نحو خود انجام می شود و نیمکره چپ و راست در این سطح ، یکدیگر را ترجمه می کنند .  
در سطح α ، انرژی درونی شروع به چرخش می کند ، هاله و میدان های انرژی ترمیم شده و انسان در اعماق خویش فرو می رود . بهترین راه تجربه خودآگاه این سطح ، مراقبه است . با مراقبه های مختلف می توان عمق و خواص این سطح را تا هر زمانی که نیاز است تجربه کرد . ممکن است افراد مختلف با تکنیک های مختلف مانند گوش کردن به یک موسیقی ، یا نقاشی کشیدن یا مطالعه عمیق این سطح را تجربه کنند ، اما بدون شک مراقبه ( و نیایش های معنوی)  بهترین روشی است که شخص عمیق و خودآگاه این سطح را تجربه می کند و به اعماق ذهن خود فرو می رود . در این سطح شنوایی و بینایی ضعیف شده و بدن احساس سنگینی خاصی را دارد .
هرچه مدت زمان بیشتری را در این سطح باشید ، سلامت جسمی و روانی شما به همان میزان بیشتر خواهد بود . در این سطح سیستم ایمنی و ترمیمی بدن و بخشهای مختلف دفاعی بدن در بهترین وضعیت خود قرار می گیرند ، طبق تحقیقات اخیر دانشگاه جان هاپکینز ، با کشت لنفوسیتها قبل و بعد از مراقبه و رفتن اشخاص در سطح آلفا به این نتیجه رسیدند که پس از مراقبه میزان لنفوسیتها به مقدار قابل توجهی افزایش می یابد .
 

امواج تتا θ          
امواج سطح تتا ، به سطحی گفته می شود که میانگین پالسهای نورونها بین 4 تا 7  پالس در ثانیه در مقیاس هرتز است.  این سطح از امواج مغز مربوط به سطح خواب نیمه عمیق می باشد ، به عبارت دیگر وقتی ما در زندگی طبیعی  وبه طور ناخودآگاه  وقتی در خواب نیمه عمیق هستیم ، امواج مغز ما در سطح تتا θ  است ، برای رسیدن به این سطح به طور آگاهانه و ارادی نیاز به مراقبه و یا تمرینات ذهنی عمیقی می باشد . این سطح نیز خواص خود را دارد و عمق خاصی از سطوح ذهنی است . طبیعتاً برای رسیدن به این سطح مراقبه هایی عمیق تر و با زمان بیشتر نسبت به سطح آلفا نیاز است .



امواج دلتا δ
این سطح از امواج را به سطحی می گویند که میانگین پالسهای نورونهای مغز بین 0.5 تا 4 پالس در ثانیه در مقیاس هرتز باشد . ما در زندگی رزمره در حالت خواب عمیق به صورت غیر ارادی و ناخودآگاه در این سطح هستیم . امواج دلتا δ نیز نسبت به سطح تتا و آلفا ، عمق بیشتری دارد و تجربه این سطح به صورت آگاهانه و ارادی نیازمند مراقبه های بسیار عمیق و طولانی می باشد . تجربه این سطح نیازمند مدتها مراقبه و تمرکز های پیشرفته است . اما در طول هر سیکل خواب ما این سطح را نیز به طور غیر ارادی و نا آگاهانه تجربه می کنیم . شایان ذکر است که سطوح اصلی رویا های ما نیز سطح دلتا می باشد و وضعیت REM(Rapid Eye Movement) حرکت سریع چشمها در خواب  در این سطح اتفاق می افتند . مغز در این سطح با حرکت چشم سعی در مرتب کردن اطلاعات و تحلیل عواطف و احساسات و کنترل آنها دارد . یکی از نشانه های این سطح این است که اگر شخصی را در سطح دلتا از خواب بیدار کنید ، تا چند لحظه متوجه زمان و مکان خود نخواهد بود .

در مورد سیکل خواب شایان ذکر است که این چرخه یک فرآیند اکتیو مغزی است و در حقیقت این مغز است که برای تنظیمات خود و اجرای فعالیت های ناخودآگاه ما ، علائم خواب را ظاهر کرده و تورینه ای از نورونهای مغز سطح پایینی مغز را در برگرفته و شخص به خواب می رود . هر سیکل خواب به طور متوسط بین90-120 دقیقه به طول می انجامد و ما در هر خواب شبانه ، 3 الی 4 سیکل خواب را تجربه می کنیم .  
 
در تای چی و چی کنگ تمرینات مختلفی وجود دارد که از دسته تمرینات مراقبه ای و ذهنی است و به طور آگاهانه و ارادی امواج مغز را عمیق می کند . در فرمهای عمیق و درونی تای چی ( به خصوص فرمهای سنتی و تای چی چی کنگ ) امواج مغز تا سطح تتا θ عمیق می شود . اساتید تای چی  در شروع اجرای فرمهای درونی تای چی ، ابتدا مدت بسیار کمی در سطح بتا β هستند و سپس امواج ذهنی آنها ، بین سطح آلفا α و سطح تتا θ متناوب تغییر می کند . این امر در آزمایشات مختلف علمی با حضور برخی اساتید تای چی ،اندازه گیری شده است و دلیل آن  ساکت کردن ذهن عاطفی ، تسلط بر احساسات و فعالیت های درونی و عمیق ذهن می باشد .
هر هنرجویی در تای چی نیز برای عمیق شدن این فرمها ، می بایست با ساکت کردن و آرام کردن ذهنِ عاطفی به دنبال افزایش عمق و تمرکز ذهن ، در حین اجرای فرمهای تای چی باشد و بدین ترتیب است که عمق فرمهای تای چی کشف می شود و حرکات فرم تبدیل به حرکات درونی و ذهنی می شود .
در ابتدا این مسئله کار ساده ای نیست ، چرا که با زندگی های شلوغ امروزه ، عمیق شدن و متمرکز شدن کار دشواری است ، به همین منظور عوامل زیادی وجود دارد که یک هنرجو می بایست در حین اجرای فرم رعایت کند ، ظرافت ها و موارد بسیار ریزی که شخص باید رعایت کند اغلب به همین دلیل است ، چون برای اجرای این همه مورد خاص ذهن ناچار است کاملاً متمرکز شود ، در سالها و سطوح مختلف تمرین هنرجو این عوامل را به بیشترین میزان خود رسانده تا اینکه هم ذهن در حین فرم عمیق می شود و هم اینکه در حین تمرینات فیزیکی توانایی های ذهنی خود را نیز پرورش می دهد . این روند تا جایی ادامه پیدا می کند ، که هنر جو تبدیل به یک استاد شده و کاملاً بر خود و ذهن خود مسلط شده ، و هر زمان که اراده کند می تواند در هریک از سطوح امواج مغز و عمق ذهن مستقر شود . و البته این نکته نیز شایان ذکر است که اساتید تای چی و چی کنگ ، معمولا در کل طول زندگی روزمره نیز سعی در عمیق نگه داشتن ذهن دارند و هدف نهایی بیشتر آنها نیز بودن در وضعیت مراقبه به طور دائمی در کل زندگی است که برای این منظور تای چیِ عمیق و درونی یکی از بهترین تمرینات و روشها است .
در تای چی هدف این است که با عمیق نگه داشتن ذهن ، بتوان به سطوح ذهن نیمه هوشیار دسترسی داشت و از خواص یک مراقبه ، در سطوح مختلف بهره برد . پس پایین نگه داشتن امواج مغز از این جهت حائز اهمیت است .  

نویسنده : استاد حامد کاتوزی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


هرگونه کپی برداری از این مطلب بدون مجوز کتبی پی گرد قانونی دارد

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی